X
تبلیغات
رایتل
سه‌شنبه 30 اردیبهشت 1393

چشم

ای چشم سیاه رفتی از رفتن تو باکی نیست

چون که در چشم من امروز دگر خاری نیست

 

نیست آن خار که خون از رخ من بر ریزد

نیست یاری که ز هر رنگ ریا عاری نیست

 

آری می گویم رنگ چون که من بی رنگم

ولی افسوس که با قاب سفید کاری نیست

 

من چو یک شیشه بی رنگ بدم ای رنگ قشنگ

بی تامل نور تابیدم و حین تاری نیست

 

من نه رندم نه شیخم نه حتی شاعر

من چو یک کودک شش ساله که انباری نیست

 

نیست انبار ، انبار سخن های قشنگ

سخنانی که در آن جوی روان جاری نیست

 

من تامل نکنم در سخنم چون که منم

آن که دل صاف و تهی در دل او خاری نیست

 

تو خریدار دل پاک نبودی و در امروز

چو پشیمان شدی این پاک به بازاری نیست

 

من بمیرم ز فراق رخ معصوم تو هیهات

که پس از مرگ دل از دوری تو زاری نیست

 

تو دگر نیستی ای خوب تو رفتی و دگر

در دو تا کاخ سیاه ، چشم مرا باری نیست

 

چشم برگیر سعید از رخ خوبان و خدا را

آن زمان در ره دین جای نگه داری نیست

 

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد