X
تبلیغات
رایتل
شنبه 14 اردیبهشت 1392

ابریشم

هم دل من گرفته ، و هم لب درازه

سخن گو ز دردا ز اخبار تازه


سخن گو زبانت سخن خوش بگوید

سخن های تازه سخن هش بگوید


سخن گرچه شعر است و شعر هم نشانه

نشانه دهد از در آشیانه


دل من چو آهن که زنگار بسته

به زنگارش هم دودی انگار نشسته


دلم من چو ابریشم و صاف و نرم بود

در آن خانه راحت امن و گرم بود


بیافتاد کناری بشد او مچاله

کثیف و نم و رفت اندر زباله


نمی دانم از چه لب من بخندد

نشاید از این که در آنجا بگندد


نشاید از اینکه شده پاره پوره

نشاید از اینکه دو چشمانش کوره


نشاید از این که هدر می شود زود

رود در گل و زود گردد او کود


سعید از این موضوع سرمست گشته

که در خاک  گرو در نهش بیست و هشته









نظرات (1)
سلام سعید عزیز
از حضور سبز شما در کیمیای مهر سپاسگزارم.امید که در سرایش شعرهای هر چه بهتر و زیباتر توفیق؛ یار و همراه شما باشد.سبز باشی
جواب: ممنون دوست گرامی
همینطور شما شاد و سرزنده باشید

دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 ساعت 02:04 ب.ظ
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
 X 
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد